تبلیغات
تبری - برائت از دشمنان ولایت در خطبه غدیر
تبری

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

برائت از دشمنان ولایت در خطبه غدیر

برائت از دشمنان ولایت در خطبه غدیر


چه کویر خشکی ... انگار که آب بر او اثری ندارد گویا تشنه ی آب است اما کدام آب می تواند این کویر را سیراب کند؟ گوییا تلظّی کنان چشمه ی ماء معین است و آب گوارا طلب می کند .

از دور کاروانی بزرگ در راه است که جلو دار آن راد مردی است  از جنس نور, قلبش به وسعت دریا و خلق و خوی اواسوه حسنه ای است برای همگان که خدایش به تکریم او را خیر البشر خوانده است. در جوار او نیز دریای لطافت و عشق سراسر پاک به حضرت حق که گوشه گوشه ی وجودش به تعظیم در برابر جلال خداوندی بسان دال می گردد همان مردی که از طفولیت با پسر عمّش یعنی محمد صلی الله علیه و اله همراه بوده و از همان زمان زانوی تلمّذ بر درس توحید او بر زمین کوفته و از دریای علم و معارف رسول مکتب نرفته ی اسلام کسب فیض نموده است.

آری این کاروان خسته, آخرین سفر خود را با پیامبر خود تجربه کردند و در حال بازگشت به دیار خود می باشند, ولی ناگاه حالت وحی بر رسول عظیم الشأن وارد گردید انگار که فرشته وحی حامل پیغام و خواسته ای بزرگ از حضرت حق است که در این بیابان آب ندیده و در این گرمای طاقت فرسا بر رسول اکرم صلی الله علیه و اله نازل گردیده است:

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرِینَ

یعنی: اى پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان. اگر چنین نكنى امر رسالت او را ادا نكرده‏اى. خدا تو را از مردم حفظ مى‏كند، كه خدا مردم كافر را هدایت نمى‏كند.(مائده/67)

رسول اکرم صلی الله علیه و اله امر فرمودند: بایستید و منتظر آنهایی که هنوز نرسیده اند بمانید و به آنها که جلوتر رفته اند بگویید که بازگردند, زیرا که مرا با شما کلام و پیامی بس مهم است. منبری از کجاوه های اشتران برای پیامبر اکرم تدارک نمودند تا از دو لب گهربار پیامبر رحمت صلی الله علیه و اله حدیث روضه رضوان بشنوند.

آری آغازین خطبه را, با حمد و سپاس حق تعالی شروع فرمود و سپس پرسش گلوگیری نمود...

- آیا من اولی به نفس شما, از خود شما نیستم؟ 
- همگی ندای "بلی یا رسول الله" سر دادند و تصدیق کردند.

بعد فرمود: ای مردم هر که را من مولا و راهبرم بعد از این, علی بن ابیطالب علیه السلام رهبر و مولای او خواهد بود.

در فرازهای بسیاری از این خطبه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به بیان و معرفی دشمنان و منافقین می پردازند و بارها به آنها هشدار می دهند که دست برداشته و راه نجات پیشه کنند ولی نه تنها سخنان پیامبر صلی الله علیه و اله بر آنها اثر نمی کرد بلکه به بغض و کینه آنان نسبت به پیامبر و وصی ایشان مولا علی علیه السلام افزوده می گشت که ما قرار داریم در این مختصر به فرازهایی که پیامبر درموضوع منافقان و دشمنان سخن فرمودند بحث کنیم. 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: "خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حقّ علی بر من نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده‏ام، و برای من حفظ از شرّ مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است. خداوند به من چنین وحی کرده است: 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ- فی علی یعنی فی الخلافة لعلیّ بن ابی‏طالب- وَإنْ لَمْ‏تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ.

یعنی: ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده- در باره‏ی علیّ، یعنی خلافت علی بن ابی‏طالب- و اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده‏ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می‏کند."

نکته اول در رابطه با آیه این است که این آیه شریفه همراه با تأکیدات فراوانی آمده است که دلالت بر اهمیت موضوع دارد تاجایی که اگر پیامبر صلی الله علیه و اله تنها این پیام را ابلاغ نفرماید گویا که بیست و سه سال زحمت و رنج و خون دلها بر باد رفته است.

اما بعد, این سوال مطرح می گردد که ضمانت برای چه؟ و چرا اینجا خداوند متعال تضمین فرمود و قوّت قلبی به پیامبرش داد؟ مگر چه خطری حضرتش را تهدید می نمود؟ حقیقت آن است که گروهی در میان صحابه شیوه نفاق پیش گرفته بودند یعنی ظاهراً اسلام داشتند ولی در باطن هنوز لات و عزی را می پرستیدند و ایمان به قلبشان رسوخ نکرده بود و همواره نقشه های شیطانی در سر می پروراندند. همین گروه منافق قبل از ماجرای غدیر قصد کشتن پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله را داشتند, ولی خداوند توطئه های ایشان را خنثی کرد و پیامبر خویش را محافظت نمود. 

در این رابطه بیهقى در دلائل النبوة از عروه روایت كرده كه او گفت: هنگامى كه رسول اللَّه صلی الله علیه و اله با مسلمین از تبوك مراجعت می كرد و در راه مدینه به سیر خود ادامه می‌داد، گروهى از اصحاب او اجتماعى كردند، و تصمیم گرفتند كه حضرت را در یكى از گردنه‏هاى بین راه به طور مخفیانه به قتل برسانند. ابن حزم نیز در المحلی می نویسد: ابوبكر، عمر، عثمان، طلحه، سعد بن أبی وقاص؛ قصد كشتن پیامبر صلی الله علیه و اله را داشتند و می‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌ای در تبوك به پایین پرتاب كنند.(1)

حضرت در ادامه فرمودند: "ای مردم، من از جبرئیل در خواست کردم که از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد، زیرا از کمی تقوا پیشگان و زیادی منافقین و افساد ملامت کنندگان و حیله‏های مسخره کنندگانِ اسلام اطلاع دارم، کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده است که با زبانشان می‏گویند آنچه در قلبهایشان نیست و این کار را سهل می‏شمارند در حالیکه نزد خداوند عظیم است."

گویا پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله آن روزهای بعد از رحلتشان را  می بینند که بر سر عترت طاهرین علیهم السلام چه می آید. می بینند که مدت کوتاهی بعد از رحلت چه ظلم ها و جنایاتی توسط همین منافقین در حق دختر و پاره تنشان فاطمه زهرا سلام الله علیها می شود و برادر و وصی خود علی مرتضی علیه السلام را بیست و پنج سال خانه نشین می کنند به طوری که خود حضرت فرمودند: فصبرت و فی العین قذیً و فی الحلق شجاً. یعنی: پس صبر کردم درحالیکه گویا خار در چشم و استخوان در گلویم مانده بود.

آری تمام این مصائب را پیامبر می بینند و از همین باب است که فرمودند: "همچنین بخاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیّت کرده‏اند تا آنجا که مرا «اُذُن» (گوش دهنده‏ی بر هر حرفی) نامیدند، و گمان کردند که من چنین هستم بخاطر ملازمت بسیار او (علی) با من و توجّه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنکه خداوند عزّوجلّ در این باره چنین نازل کرد: «و از آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیّت می‏کنند و می‏گویند او «اُذُن» (گوش دهنده بر هر حرفی) است، بگو: گوش است- بر ضدّ کسانی که گمان می‏کنند او «اُذُن» است- و برای شما خیر است، واگر من بخواهم گویندگان این نسبت (اُذُن) را نام ببرم می‏توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می‏نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرّفی کنم می‏توانم، ولی بخدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده‏ام."

و این همان منطق پیامبر رحمت و مهربانی است که خداوند درباره او می فرماید: "و یقیناً تو بر ملكات و سجایاى اخلاقى عظیمى قرار دارى‏" (قلم/4) پیامبری که نه تنها مجرم را قبل از ارتکاب جرم مجازات نمی کند, بلکه پس از آزار و اذیت های فراوان باز هم حاضر نیست آنها را مفتضح و انگشت نمای مسلمانان کند. ولی با این همه رأفت و بخشش, همین افراد پس از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله چنان ظلمی بر سر اهل بیت ایشان آوردند که اگر آسمان ها و زمین خون گریه کنند باز هم کم است.

در فراز بعدی پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و اله به تبیین ولایت می پردازند و تبعیت از آن را لازم و فرض بر همگان می دانند: "ای مردم، این مطلب را در باره‏ی او بدانید و بفهمید، و بدانید که خداوند او را برای شما صاحب اختیار وامامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین وانصار و بر تابعین آنان به نیکی، و بر روستایی و شهری، و بر عجمی و عربی، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و کوچک، و بر سفید و سیاه. بر هر یکتا پرستی حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر کس با او مخالفت کند ملعون است، و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است ‏خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است."

بعد از تبیین حق ولایت, پیامبر رحمت صلی الله علیه و اله کسانی که به مخالفت با این نعمت الهی مبادرت داشته و دارند را مورد لعن قرار می دهند. یعنی همانطور که در قران اذیت کنندگان خدا و رسول لعن شده اند. آنجا که می فرماید: "قطعاً آنان كه خدا و پیامبرش را مى‏آزارند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان مى‏كند، و براى آنان عذابى خواركننده آماده كرده است."(احزاب/33) اذیت کنندگان و مخالفین مولا علی علیه السلام نیز لعن شده اند. این بدان معناست که هرگونه مخالفت با مولا علی علیه السلام مساوی است با مخالفت با پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله. در این رابطه حضرت رسول صلی الله علیه و اله به امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: هرکس تو را بیازارد مرا آزرده است. (2) زیرا که علی علیه السلام نفس پیامبر صلی الله علیه و اله است و خود ایشان فرمودند: علی از من است و من از علی هستم.(3) 

اما اگر به این فراز مذکور و همچنین زندگی و سیره پیامبر عظیم الشأن اسلام به دقت بنگریم, در می یابیم که ایشان هر زمان که ولایت مولا علی علیه السلام را مطرح می کردند, در مقابل به لعن و برائت از دشمنان ولایت می پرداختند. به عنوان مثال:

ابوسعید خدری گوید پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: علی علیه السلام را دوست بدارید. چرا که گوشت او از گوشت من وخون او از خون من است. خدا لعنت کند کسانی از امتم را که عهد من نسبت به علی علیه السلام را ضایع نمودند و وصیتم را در مورد او فراموش کردند. اینان هیچ نصیبی نزد خدای متعال ندارند. (4)

و همچنین ایشان فرمودند: یا علی بترس از حقد و کینه هایی که در سینه افرادی هست که تا من زنده ام اظهار نمیشود مگر پس از مرگ من. خداوند آنها را لعنت کند وتمام لعنت کنندگان عالم آنها را لعن خواهند نمود. (5)

حضرت رسول صلی الله علیه و اله در ادامه اینگونه می فرمایند: "ای مردم این آخرین مقام و منزلی است که با شما صحبت می کنم. پس خوب گوش کنید و فرمانهای الهی را عمل کنید. ای مردم بدانید حلالی نیست جز حلال خداوند و حرامی نیست جز حرام او تا روز قیامت و نباید کسی آن را تغییر دهد."

آری اینجا هم پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می دانست که بعد از رحلت بدعتها زیاد می گردد و حلال خدا را حرام می کنند و حرام خدا را حلال. مگر آن ملعون ازل و ابد, عمر لعنة الله علیه, در زمان خلافتش نگفت: متعتان کانتا علی عهد رسول الله و انا احرمهما و اعاقب علیهما. یعنی دو متعه در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله (حلال) بوده و من امروز آنها را حرام میکنم و مرتکبین آنها را به کیفر میرسانم.  یكی متعه زنان و دیگری متعه حج.(6) 

همچنین ابن شهاب از عروة بن زبیر، از عبدالرحمان بن عبدالقاری نقل کرده که گفت: شبی از شبهای رمضان با عمربن خطاب به مسجد رفتیم، مردم متفرق بودند و هرکس برای خود نماز می خواند و بعضاً مردی با اقوام خود به نماز مشغول بود. عمر چون این بدید گفت: به عقیده من اگر اینها را با یک امام گرد آوریم بهتر است. و در پی این تصمیم ابیّبن کعب را به امامت گماشت. شب دیگر به اتفاق به مسجد رفتیم و مردم به جماعت نماز می خواندند، عمر گفت: نعم البدعة هذه. یعنی: این بدعت خوبی است! (7)

و صدها بدعت دیگر که در زمان آن سه ملعون درست شد. اینجا این سوال طرح می شود که چرا مردمی که در روز غدیر تمام کلمات پیامبر را شنیدند این همه تاکیدات حضرت را دیدند و درک کردند چرا با فقدان پیامبر صلی الله علیه و اله گوساله سامری پرست شدند و تمام زحمت های نبوی را پایمال نمودند؟

حضرت رسول صلی الله علیه و اله خطبه خود را اینچنین ادامه دادند: "ای مردم، از او (علی) بسوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی بر مگردانید و از ولایت او سرباز نزنید. اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل می‏کند، و باطل را ابطال نموده و از آن نهی می‏نماید، و در راه خدا سرزنش ملامت کننده‏ای او را مانع نمی‏شود. و (علی) اوّل کسی است که به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچکس در ایمانِ به من بر او سبقت نگرفت. اوست که با جان خود در راه رسول خدا فداکاری کرد. اوست که با پیامبر صلی الله علیه و اله بود در حالی که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی‏کرد."

قرآن می فرماید: "توجه خویش را باین دین استوار كن‏"(روم/30) در تفسیر قمی آمده است که منظور از دین, ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام می باشد! به همین جهت معنای آیه این است که: توجه خویش را به سمت و سوی مولا علی علیه السلام استوار کن! فلذا پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله دراین فراز به همین مطلب اشاره می فرمایند که ای مردم بسوی مولا علی علیه السلام رو کنید و از غیر او, روی گردان باشید.

این فراز مملو است از فضائل امیرالمومنین علیه السلام لکن اگر دقت کنید همانطوری که نبی گرامی اسلام صلی الله علیه و اله فضائل حضرت را بیان می نمایند اشاره و کنایه به بعضی از مطاعن منافقان امروز و غاصبین فردا می پردازند. در قسمت اول این فراز اینگونه آمده که ولایت امیرالمومنین هدیه ای است آسمانی و راه نجات است برای فلاح جویان و نیکوکاران, پس هر کس روی گردان باشد خود او ضرر می کند و لا غیر. و ضرری متوجه دین خدا و شخص حضرت نمی گردد. و روی گردانی از علی علیه السلام ضرر و ضلالت همیشگی و ابدی بدنبال دارد. همانطوری که اگر شخصی نخواهد از نور تابنده خورشید بهره ای ببرد و خود را در تاریکی محبوس کند خود او ضرر کرده و هیچ ضرری به خورشید تابان نرسانده است.

اگر از مولا علی علیه السلام فاصله بگیرید و از ولایتش سرباز زنید به انواع بلاها و رذالت ها و خواری ها دچار خواهید شد. چرا که قران می فرماید: "و اگر اهل شهرها و آبادى‏ها ایمان مى‏آوردند و پرهیزكارى پیشه مى‏كردند، یقیناً [درهاىِ‏] بركاتى از آسمان و زمین را بر آنان مى‏گشودیم‏."(اعراف/96) یعنی علت عدم گشایش برکات آسمان و زمین, دوری مردم از ایمان و اعتقاد به خدا و رسول و اهل بیت علیهم السلام می باشد. و به همین جهت است که معتقدیم آنهایی که مردم را از ولایت مولا علی علیه السلام منحرف کردند نه تنها سبب زیان و خسران اخروی مردم شدند بلکه سبب کمبود برکات آسمان و زمین در این دنیا نیز آنها هستند.

در ادامه فرمودند: "ای مردم، او از طرف خداوند امام است، و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه‏اش را نمی‏پذیرد و او را نمی‏بخشد. حتمی است بر خداوند که با کسی که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابی شدید تا ابدیّت و تا آخر روزگار معذّب نماید. پس بپرهیزید از مخالفت با حق که در این صورت وارد می شوید بر آتشی که مایه و ماده آن, مردم و سنگهای جهنم است که برای کافران آماده شده است."

نکته ای که حضرت در اینجا بدان اشاره دارند اینست که منکر ولایت کافر است نه مسلمان, و نه برادر و دوست بلکه کافر است! و آن هم چگونه کافری, کافری که توبه او قبول نیست. نزد پروردگار بخشیده نمی شود و عذاب دردناک و ابدی برای او می باشد. اما چگونه می شود خداوند رحمان و رحیم کافران ولایت را چنین عذاب سخت و دردناکی کند و حتی توبه ایشان را قبول نکند؟!

اولا: قرآن می فرماید: "مسلماً خدا این را كه به او شرك ورزیده شود نمى‏آمرزد، و غیر آن را براى هر كس كه بخواهد مى‏آمرزد."(نساء/48) در تفسیر عیاشی آمده است که امام باقر علیه السلام در ذیل این آیه فرمودند: خداوند نمی بخشد کسی را که به مولا علی علیه السلام کفر بورزد. و همچنین در بسیاری از روایات آمده است که شرک و کفر به ولایت اهل بیت علیهم السلام همانند شرک و کفر به خدا می باشد, فلذا طبق آیه قران و کلام معصومین علیهم السلام کسانی که منکر ولایت اهل بیت علیهم السلام و یا مشرک به آن هستند بخشیده نمی شوند.

ثانیاً: ما معتقدیم عمر و ابابکر و تابعینشان اساس و پایه ظلم و جنایت علیه اهل بیت علیهم السلام را بنا نهادند و مردم را از سرچشمه حقیقت و معرفت منحرف ساختند و موجب خسران دنیوی و اخروی خود و تابعینشان تا روز قیامت شدند. فلذا در روایات بسیار تاکید شده است بر لعن و برائت از موسسین ظلم, به عنوان مثال در زیارت عاشورا می خوانیم: "خدایا اول ظالمی که به حق اهل بیت علیه السلام ظلم کرد را لعنت کن." و همچنین امام صادق علیه السلام به تبیین ظلم آنها به این صورت می پردازند و می فرمایند: هر ظلمی که در اسلام اتفاق افتاده و یا در آینده تا روز قیامت اتفاق افتد و هر خونی که تا روز قیامت به حرام بر زمین بریزد و هر عمل منکر و ناشایستی که تا روز قیامت اتفاق افتد همانا وزر و وبال آن به گردن آن دو (عمر و ابابکر) و پیروان آن دو نوشته خواهد شد. (8)

بعد از این پیامبر صلی الله علیه و اله موضوع شک در نبوت را مطرح می سازند که کسی که در نبوت و پیامبری شک کند کافر است و به دیگر سخن پیامبر گرامی جلوه ای از کفر و منافقین را بیان می نمایند. ما چه می توانیم بگوییم آنجا که خود عمر لعنة الله علیه در مورد نبوت پیامبر صلی الله علیه و اله اینگونه گفت: ما شککت فی نبوة محمد قط کشکی یوم الحدیبیة! یعنی هرگز به اندازه شکی که در روز حدیبیه در نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله کردم شک نکرده بودم. و کفر خود را اینجا هم ثابت نمود و به عالمیان اعلام داشت. پس کجایند چشمان حق بین و گوشهای حق جو ! 

جالب اینجاست این کلام وی خود نشان دهنده آن است که او مادام و همیشه در نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله شک می کرده است. ولی شک وی در روز حدیبیه با بقیه شک ها فرق می کرده است!

سپس فرمودند: "ای مردم، بخدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده‏اند، و من بخدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجّت بر همه‏ مخلوقین از اهل آسمانها و زمینها هستم. هر کس در این مطالب شکّ کند مانند کفر جاهلیت اوّل کافر شده است. و هر کس در چیزی از این گفتار من شکّ کند در همه‏ی آنچه بر من نازل شده شکّ کرده است، و هر کس در یکی از ائمه معصومین علیهم السلام شک کند در همه‏ی آنان شکّ کرده است، وشکّ کننده در باره‏ی ما در آتش است!"

قرآن می فرماید: "بى‏تردید كسانى كه به خدا و پیامبرانش كافر مى‏شوند و مى‏خواهند میان خدا و پیامبرانش جدایى اندازند، و مى‏گویند به بعضى ایمان مى‏آوریم و به برخى كافر مى‏شویم و مى‏خواهند میان كفر و ایمان راهى برگزینند، اینان همان كافران حقیقى هستند و ما براى كافران عذابى خوار كننده آماده كرده‏ایم‏."(نساء/150و151) در تفسیر قمی ذیل همین آیه آمده است که اینها کسانی هستند که نبوت پیامبر را قبول کردند ولی ولایت مولا علی علیه السلام را قبول نکردند. و جالب اینجاست که تنها گروهی که در قرآن "کافران حقیقی" نامیده شده اند همین گروه می باشند!


پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در این فراز به همین سخن قرآن اشاره می فرمایند که ایمان و اعتقاد به بعضی از دستورات و عقائد دینی و ترک بعضی دیگر مساوی با کفر می باشد. کسی که منکر یکی از ائمه شود منکر تمامی ایشان و بلکه منکر حضرت رسول صلی الله علیه و اله و حتی منکر الله جل جلاله شده است.

بعد حضرت فرمودند: "ملعون است ملعون است، مورد غضب است مورد غضب است کسی که این گفتار مرا ردّ کند و با آن موافق نباشد. بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می‏گوید: «هرکس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد». هر کس ببیند برای فردا چه پیش فرستاده است. از خدا بترسید که با علی مخالفت کنید و در نتیجه قدمی بعد از ثابت بودن آن بلغزد، خداوند از آنچه انجام می‏دهید آگاه است."

حضرت رسول صلی الله علیه و اله بعد از بیان صفات و مشخصات منافقین و تبیین حالات و ویژگی هایشان, آنان را لعن می کنند. یعنی از خدا طلب می کنند تا ایشان را از رحمت خود دور کند. همانطوری که خود خداوند منافقان و کافران را لعن کرده آنجایی که می فرماید: " خدا مرد و زن از منافقان و كافران را وعده آتش دوزخ و خلود در آن داده، همان دوزخ براى كیفر آنان كافى است، و خدا آنان را لعن كرده و براى آنان عذاب ابدى است."(توبه/68)

سپس بیان داشتند که: "ای مردم، او (علی) «جنب اللَّه» است و خداوند در کتابش ذکر کرده و درباره‏ کسی که با او مخالفت کند فرموده است:

«اَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ اللَّهِ» یعنی: «ای حسرت بر آنچه در باره‏ جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم»."

و به تحقیق حسرت خواهند خورد کسانی که در ولایت کوتاهی کردند. توجه کنید این حسرت تنها برای کسانی نیست که ولایت را مطلقا قبول ندارند, بلکه کسانی که به نوعی قبول کرده اند ولی در رابطه با آن کوتاهی می کنند نیز شامل می شود. همان شیعه نماهایی که به جای دفاع از حریم ولایت به دفاع از مبانی دشمنان ولایت می پردازند. خداوند درباره این افراد می فرماید: "و نگه داریدشان، باید بازخواست شوند"(صافات/24) که در ذیل این آیه در تفسیر قمی آمده است که از ولایت امیرالمومنین علیه السلام بازخواست می شوند. 

و بعد ادامه دادند: "ای مردم ....آگاه باشید و بدانید که امیرالمومنین غیر از برادرم علی نیست و روا نیست امارت بر مومنین بعد از من برای کسی غیر از او."

ما معتقدیم تنها مولا علی علیه السلام ملقب به امیرالمومنین هستند و حتی هیچ یک از ائمه دیگر را ما امیرالمومنین نمی خوانیم. شخصی بر امام صادق علیه السلام وارد شد. و گفت: سلام بر تو ای امیرالمومنین !
 
امام صادق علیه السلام ایستادند و فرمودند: همانا این اسم تنها مختص مولا امیرالمونین علی بن ابیطالب علیه السلام و هیچ کس صلاحیت آن را ندارد. و کسی راضی نمی شود  او را امیرالمونین علیه السلام خطاب کنند مگر اینکه مأبون باشد! و اگر ابنه ای نباشد به آن مبتلا می شود. و این قول خداوند است که میفرماید: 

إِنْ یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً وَ إِنْ یَدْعُونَ إِلَّا شَیْطاناً مَرِیداً (نساء/117) یعنی: نمى‏خوانند جز خدا مگر منفعلها (مادگانی) را، و نمى‏خوانند مگر شیطان بیفائده را. (9)

این در حالی است که در بسیاری از روایات آمده مردم ابوبکر, عمر و عثمان را "امیرالمومنین" می نامیدند. و ایشان نیز هیچگاه به این مساله اعتراض نکردند و بلکه از این لقب راضی نیز بودند! فلذا خود اهل سنت به ابنه ای بودن اربابانشان همچون عمر اعتراف کرده اند: ابن سعد در بحث استخلاف عمر می گوید: أخبرنا إسحاق بن یوسف الأزرق و محمد بن عبد الله الأنصاری و هوذة بن خلیفة قالوا: أخبرنا ابن عون عن محمد بن سیرین قال: قال عمر بن الخطاب: ما بقی فی شی‏ء من أمر الجاهلیة إلا أنی لست أبالی إلى أی الناس نكحت و أیهم أنكحت.

یعنی: عمر میگوید:از احوال وامور جاهلیت چیزی در من باقی نماند الا اینکه هنوز برای من فرق نمی کند که کسی مرا بکند یا من کسی را بکنم. (10)

بخاری در صحیح خود چاپ هند می گوید: کان سیدنا عمر مأبونا ًو یتداوی بماء الرجال. یعنی: آقای ما عمر ابنه ای بود و با آب مردان خود را مداوا می کرد .

 سپس پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: "ای مردم، این علی است برادر من و وصیّ من و جامع علم من، و جانشین من در امّتم بر آنان که به من ایمان آورده‏اند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عزوجل و دعوت به آن، و عمل کننده به آنچه او را راضی می‏کند، و جنگ کننده با دشمنان خدا و دوستی کننده بر اطاعت او و نهی کننده از معصیت او. اوست خلیفه‏ رسول خدا، و اوست امیرالمؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناکثان و قاسطان و مارقان به امر خداوند. پروردگارا، به امر تو می‏گویم: «خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد، و یاری کن هر کس علی را یاری کند و خوار کن هر کس علی را خوار کند، و لعنت نما هر کس علی را انکار کند و غضب نما بر هر کس که حقّ علی را انکار نماید."

در این فراز پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله صراحتاً مولا علی علیه السلام را جانشین و وصی بلافصل خود معرفی می کنند. و برخلاف تبلیغات شیطانی دشمنان اهل بیت علیهم السلام که ادعا می کنند در غدیر خم حضرت رسول صلی الله علیه و اله از مردم فقط خواستند با مولا علی علیه السلام دوست باشند. دراین قسمت پیامبر عظیم الشأن اسلام صلی الله علیه و اله بیان می کنند که هدف از تشکیل و ایجاد واقعه غدیر خم اعلام ولایت و خلافت امیرالمومنین علیه السلام است. یعنی همان مطلبی که ایشان از اول نبوتشان و از اولین روز تبلغیشان به آن تاکید و تصریح داشتند. 

سپس حضرت رسول صلی الله علیه و اله جنگیدن و مقابله امیرالمومنین علیه السلام با کفار یا همان ناکثین, قاسطین و مارقین را مطرح می کنند. و باز هم تصریح می کنند که در این جنگها حق با مولا علی علیه السلام است و لا غیر. 

و اما بعد نوبت به دعا در حق دوستداران و نفرین دشمنان ولایت می رسد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله برائت خودشان را از دشمنان ولایت با لعن و نفرین آنها اظهار می دارند. و اینچنین به ما می آموزند که با دشمن مولا علی علیه السلام دشمن باشیم, اگرچه از نزدیکانمان باشد. همانطور که قرآن می فرماید: "هرگز مردمى را كه ایمان به خدا و روز قیامت آورده‏اند چنین نخواهى یافت كه دوستى با دشمنان خدا و رسول او كنند هر چند آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان آنها باشند."(مجادله/22) و همچنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به سمت مولا علی علیه السلام اشاره کردند و فرمودند: دوست او دوست خداست. پس او را دوست بدار و دشمن او دشمن خداست پس او را دشمن بدار. دوست بدار دوست او را اگرچه که او قاتل پدرت یا پسرت باشد و دشمن بدار دشمن او را اگرچه که او پدرت و یا پسرت باشد. (11)

سپس حضرت فرمودند: "ای مردم، شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون کرد. مبادا به علی حسد کنید که اعمالتان نابود شود و قدمهایتان بلغزد. آدم بخاطر یک ترک اولی به زمین فرستاده شد در حالیکه انتخاب شده‏ خداوند عزوجل بود، پس شما چگونه خواهید بود در حالیکه شمائید و در بین شما دشمنان خدا هستند .بدانید که با علی دشمنی نمی‏کند مگر شقیّ و با علی دوستی نمی‏کند مگر با تقوی، و به او ایمان نمی‏آورد مگر مؤمن مخلص. بخدا قسم در باره‏ی علی نازل شده است سوره‏ی «والعصر»: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَالْعَصْرِ، اِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ»، «قسم به عصر، انسان در زیان است» مگر علی که ایمان آورد وبه حق وصبر راضی شد."

اما این سخنان برای دشمنان اهل بیت علیهم السلام هیچ تأثیری نداشت. زیرا که بسیار به مولا علی علیه السلام حسادت ورزیدند و در نتیجه این حسادت ها اعمالشان نابود شد و قدمهایشان لغزید و در جهنم مُخلّد شدند. چنانکه: احمد بن حنبل در مسندش از قول نعمان بن بشیر نقل می کند: "روزی ابوبکر از پیغمبر خدا اجازه ملاقات خواست و در همان حال صدای عایشه را از اطاق پیغمبر شنید که فریاد می زد: به خدا سوگند, من خوب می دانم که علی را به مراتب بیش از من و پدرم دوست داری !!" حسادت تا به کجا ! حتی چشم دیدن محبت پیامبر به مولا علی را ندارند !
 
در ادامه فرمودند: "ای مردم، من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده‏ی رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست. ای مردم از خدا بترسید آنطور که باید ترسید و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید."

مگر مخاطبین پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله مسلمان نبودند؟ پس چطور می فرمایند که از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید؟! این فراز اشاره به همان حدیث متواتر و معروف دارد که "هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد, به مرگ جاهلی مرده است." منظور حضرت آن است که اگر مسلمانان این معارفی را که در حق ولایت علی علیه السلام در خطبه غدیر گفته شده است را به جان قبول نکنند به تحقیق از زمره مسلمانان خارج می شوند و به مرگ جاهلی خواهند مرد.

حضرت رسول صلی الله علیه و اله اینچنین ادامه دادند: "ای مردم، نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابی‏طالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم که حقّ خداوند و هر حقّی که برای ما باشد می‏گیرد، چرا که خداوند عزوجل ما را بر کوتاهی کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه‏ی عالمیان حجّت قرار داده است."

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در همان روز غدیر خم به مسأله امامت اهل بیت علیهم السلام تا حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره می کنند. و همچنین وظیفه مهم ایشان را گرفتن حق اهل بیت علیهم السلام از ظالمین می دانند. در روایات ما آمده است که وقتی امام زمان عج ظهور کنند عمر و ابابکر را از قبر بیرون می آورند و آن دو را با همان هیزمی که برای سوزاندن خانه حضرت زهرا سلام الله علیها جمع کردند, به آتش می کشند. (12) به همین سبب یکی از القاب حضرت مهدی عج منتقم یعنی انتقام گیرنده از ظالمین می باشد.

و اما بعد: "ای مردم... آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما عقب گرد می‏نمائید؟ هر کس به عقب برگردد به خدا ضرری نمی‏رساند، و خداوند بزودی شاکرین و صابرین را پاداش می‏دهد."

 منظور حضرت از عقب گرد, بازگشت به ایام جاهلیت و دوران تاریکی و گمراهی قبل از اسلام می باشد. در حقیقت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله دراینجا مسلمانان را می ترسانند که اگر از ولایت مولا علی علیه السلام سرباز زنند, با اینکه 23 سال تحت تعلیمات مستمر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله بوده اند, به دوران جاهلیت بازخواهند گشت و در حقیقت هیچ بهره ای از اسلام نبرده اند. به تعبیر واضحتر انکار و ترک ولایت و دوری جستن از آن به معنای انکار کل دین می باشد. همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمودند: ای علی! اگر عبدی به اندازه عمر نوح خدا را عبادت کند و به اندازه کوه احد طلا در راه خدا انفاق نماید. و عمرش آنقدر طولانی شود که هزار حج با پای پیاده به جا آورد. سپس بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود. درحالیکه ولایت تو را قبول نداشته باشد. ای علی! بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و داخل آن نخواهد شد.  (13)

و البته این بازگشت کنندگان به ایام جاهلیت از مردم همان زمان بدتر و شقی تر خواهند بود, زیرا که الان در لباس اسلام آمده اند. و به نام دین اسلام همان افکار منحرف و خطرناک جاهلی را تبلیغ می کنند. همانند عمر بن خطاب که در زمان خلافتش مثل ایام جاهلیت عرب را بر عجم برتری می داد (14) و با زنها مثل حیوان رفتار می کرد! (15)

سپس فرمودند: "ای مردم، بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می‏کنند و روز قیامت کمک نمی‏شوند. ای مردم، خداوند و من از آنان بیزار هستیم."

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله از به وجود آمدن ائمه و امامان دعوت کننده به سوی آتش خبر می دهند. و به غصب خلافت امیرالمومنین علیه السلام توسط ائمه جور و ضلالت اشاره می کنند.

در قرآن کریم همانطور که ائمه هدایت داریم:"و از ایشان پیشوایانى قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت مى‏كردند." (سجده/24) ائمه کفر و ضلالت نیز داریم که ایشان مردم را به سوی آتش می کشانند:"و آنان را پیشوایانى گرداندیم كه به سوى آتش دوزخ مى‏خوانند."(قصص/41) همچنین قرآن در رابطه با پیروان ائمه هدایت و ضلالت در قیامت میفرماید: "(به یاد بیاور) روزى كه ما هر گروهى از مردم را با پیشوایشان مى‏خوانیم‏."(اسراء/71). یعنی کسانی که از ائمه هدایت (اهل بیت علیهم السلام) پیروی کرده اند با آنها خوانده می شوند و پشت سر ایشان قرار می گیرند و کسانی هم که از ائمه ضلالت و آتش (ابابکر, عمر, عثمان و...) پیروی کرده اند با ایشان به سوی جهنم خوانده می شوند.

و در ادامه فرمودند: "ای مردم، آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پائین‏ترین درجه‏ی آتش‏اند و چه بد است جای متکبّران. بدانید که آنان «اصحاب صحیفه» هستند، پس هر یک از شما در صحیفه‏ی خود نظر کند."

در این فراز پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به تابعین و یاران و پیروان آنها وعده پائین ترین درجه جهنم را می دهند. نه فقط تابعین و یاران آن روز, بلکه هر کسی که تا روز قیامت عَلم و پرچم حمایت و طرفداری غاصبین خلافت را بردارد وعده جهنم داده شده است. و حتی کسانی که ذره ای به آنها میل و رغبت داشته باشند نیز جایگاهشان آتش است. چنانکه امام صادق علیه السلام فرمودند: کسی که ذره ای از محبت اولی و دومی را به دل داشته باشد استحقاق بهشت ندارد. (16)

در ادامه پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله با گفتن: "آنان اصحاب صحیفه هستند" به آنها اشاره می کنند. در همان روز عید غدیر تنها عده کمی متوجه منظور حضرت شدند. به همین جهت راوی خطبه غدیر می‏گوید: "وقتی پیامبر صلی الله علیه و اله نام «اصحاب صحیفه» را آورد اکثر مردم منظور حضرت از این کلام رانفهمیدند و برایشان سؤال انگیز شد و فقط عدّه‏ی کمی مقصود حضرت را فهمیدند." اما این سخن باید گفته می شد تا در تاریخ بماند. و جویندگان حق آن منافقین پست فطرت را بشناسند و از ایشان برائت بجویند. 

در کتاب بحارالانوار ج28 ص 111-96 و همچنین کتاب سلیم بن قیس هلالی ص 154 و 161 آمده است که اصحاب صحیفه عبارت بودند از: ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه، عمروعاص، طلحه، سعد بن ابی‏وقاص، عبدالرحمن بن عوف، ابوعبیدة بن جراح، ابوموسی اشعری، ابوهریره، مغیرة بن شعبه، معاذ بن جبل، سالم مولی ابی‏حذیفه. 

آنها با هم پیمان بستند که: اگر محمد از دنیا رفت یا کشته شد نگذاریم خلافت و جانشینی او در اهل بیتش مستقر شود. ایشان این معاهده را در کنار کعبه بین خود امضا کردند و آن را داخل کعبه زیر خاک پنهان کردند. این ماجرا در حجة الوداع مقارن روزهایی که پیامبر صلی الله علیه و اله مردم را برای حضور در غدیر آماده می‏کرد بوقوع پیوست. 

بدانید: "ای مردم...بزودی امامت را بعد از من بعنوان پادشاهی و با ظلم و زور می‏گیرند. خداوند غاصبین و تعدّی کنندگان را لعنت کند. «و بزودی به حساب شما جنیان و آدمیان خواهیم رسید و بر شما شعله های بی دود و یا دودی بی شعله فرستاده خواهد شد که با او به مقابله نتوانید پرداخت. »"

"ای مردم، قبل از شما اکثر پیشینیان هلاک شدند، و خداوند آنها را هلاک نمود و اوست که آیندگان را هلاک خواهد کرد. خدای تعالی می‏فرماید: «آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم؟ آیا در پی آنان دیگران را نفرستادیم؟ ما با مجرمان چنین می‏کنیم. وای بر مکذّبین در آن روز»."

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در این فراز نیز منکرین و تکذیب کنندگان ولایت را از عذاب الهی می ترسانند. و به آنها گوش زد می کنند: همانطور که پیشینیان شما بخاطر تکذیب دستورات الهی هلاک شدند شما نیز اگر با مولا علی علیه السلام مخالفت کنید هلاک و عذاب خواهید شد.

"ای مردم...بدانید که دشمنان ایشان (اهل بیت علیهم السلام) سفهاء گمراه و برادران شیاطین‏اند که بعضی به بعضی وحی می کنند آنچکه جز یاوه گویی و غرور چیزی نیست.

بدانید که دشمنان ایشان کسانی‏اند که به شعله‏های آتش وارد می‏شوند.

بدانید که دشمنان ایشان کسانی‏اند که از جهنّم در حالی که می‏جوشد صدای وحشتناکی می‏شنوند و شعله کشیدن آن را می‏بینند.

بدانید که دشمنان ایشان کسانی‏اند که خداوند درباره‏ی آنان فرموده است: «هرگاه گروهى وارد (جهنم) شوند، هم مسلكان خود را لعنت كنند تا آنكه همه آنان با خفت و خوارى در آتش جمع شوند، آن گاه پیروانشان درباره پیشوایانشان گویند: پروردگارا! اینان ما را به گمراهى كشیدند، پس عذابشان را از آتش دو چندان گردان خدا مى‏فرماید: براى هر كدامتان دو چندان است، ولى نمى‏دانید.»(اعراف/38)

بدانید که دشمنان ایشان کسانی‏اند که خداوند عزوجل می‏فرماید: «هرگاه گروهی(از ایشان) را در جهنم می‏اندازند خزانه داران دوزخ از ایشان می‏پرسند: آیا پیامبری ترساننده‏ برای شما نیامد؟ می‏گویند: بلی، برای ما نذیر وترساننده آمد ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم: خداوند هیچ چیز نازل نکرده است، و شما در گمراهیِ بزرگ هستید...پس به گناه خود اعتراف مى‏كنند. اى لعنت باد بر آنها كه اهل آتش سوزنده‏اند.»(ملک/8-11)"

"ای مردم، دشمن ما کسی است که خداوند او را مذمت و لعنت نموده، و دوست ما آن کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد."

"بدانید که من بعد از پایان خطابه‏ام شما را به دست دادن با من بعنوان بیعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می‏خوانم. بدانید که من با خدا بیعت کرده‏ام و علی با من بیعت کرده است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می‏گیرم (خداوند می‏فرماید:) «کسانی که با تو بیعت می‏کنند در واقع با خدا بیعت می‏کنند، دست خداوند بر روی دست آنان است. پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضرر خود اوست، و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد کرد.»

ای مردم، سخنی بگوئید که بخاطر آن خداوند از شما راضی شود، و اگر شما و همه‏ کسانی که در زمین هستند کافر شوند به خدا ضرری نمی‏رسانند. خدایا، بخاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم مؤمنین را بیامرز، و بر منکرین که کافرند غضب نما، و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است."

خطبه پایان یافت و مردم گروه گروه برای بیعت با اسدالله الغالب امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام می شتافتند. اولین کسانی که با شوق و علاقه برای بیعت با مولا علی علیه السلام آمدند همان منافقینی بودند که پس از شهادت حضرت رسول صلی الله علیه و اله به در خانه حضرت زهرا سلام الله علیها ریختند و تمام حقد و کینه خود را با آتش زدن خانه وحی ابراز کردند و همان مولایی که در غدیر با او بیعت کرده بودند را با زور و ستم به مسجد کشاندند.

آری چه زود گفته ها و پیش بینی های پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله در رابطه با غصب خلافت توسط ائمه ضلالت و گمراهی محقق شد. و چه زود مسیر اسلام را منحرف کردند و مردم را تا قیامت از در خانه وحی دور ساختند. و چه زود یاران پیامبر صلی الله علیه و اله به دوران جاهلیت بازگشتند و امیرالمومنین علی علیه السلام را از حق خویش محروم ساختند.

امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) فرمود: والله اگر این امت روی خاك بایستند با پای برهنه در حالی كه بر سر خود خاكستر ریخته باشند و گریه و زاری كنند و بر كسانی كه آن‌ها را گمراه كرد‌ه‌اند و راه خدا را بسته‌اند و مردم را به سوی جهنم خوانده‌اند؛ لعنت كنند باز این امت در لعن و بیزاری كم كاری كرده‌اند! (17)


اسناد:

(1)   المحلى، ابن حزم، ج 11، ص 224 و همچنین در: الدر المنثور – جلال الدین السیوطی – ج 3 – ص 259,
(2) شواهد التنزیل 2/149
(3) صحیح ترمذی 5/636 ح3719, سنن ابن ماجه 1/44 ح119, المسند 4/164, تاریخ الخلفاء ص169
(4) امالی شیخ طوسی ص69ح101
(5) بحارالانوار28/45
(6) تفسیر الرازی ج 2 / 167 وج 3 / 201 و 202 ط 1، شرح نهج البلاغة لابن أبى الحدید ج 12 / 251 و 252 وج 1 / 182، البیان والتبیان للجاحظ ج 2 / 223، أحكام القرآن للجصاص ج 1 / 342 و 345 وج 2 / 184، تفسیر القرطبى ج 2 / 270 وفى طبع آخر ج 2 / 39، المبسوط للسرخسی الحنفی باب القرآن من كتاب الحج وصححه ج، زاد المعاد لابن القیم ج 1 / 444 فقال ثبت عن عمر وفى طبع آخر ج 2 / 205 فصل اباحة متعة النساء، كنز العمال ج 8 / 293 و 294 ط 1، ضوء الشمس ج 2 / 94، سنن البیهقى ج 7 / 206، الغدیر للامینی ج 6 / 211، المغنى لابن قدامة ج 7 / 527، المحلى لابن حزم ج 7 / 107، شرح معانی الاثار باب مناسك الحج للطحاوی ص 374، مقدمة مرآة العقول ج 1 / 200.
(7) صحیح البخاری ك التراویح ج 2 / 252، موطأ مالك ج 1 / 114، الطرائف لابن طاوس ص 445 عن الجمع بین الصحیحین.
(8) مجمع النورین ص124
(9) مستدرک الوسائل ج10ص400, بحارالانوار 37/331
(10) طبقات الکبری ج3ص289چاپ بیروت سال 1377ه ق 1957میلادی
(11) بحارالانوار، ج‏27، ص 55
(12) دلائل الإمامة للطبری الإمامی ص455 و علل الشرائع للصدوق ج2 ص580
(13) بحارالانوار، ج‏27، ص 194
(14) الاموال ص197-199, الایضاح ص249, تاریخ الامم و الملوک ج2ص549, سنن بیهقی ج9ص74, الکامل فی التاریخ ج2ص382, اقتضاء الصراط المستقیم, ص162, ربیع الابرار ج1ص796, تاریخ جرجان ص486
(15) المصنف ج4ص343 و-344, شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید1/183, تاریخ عمر بن خطاب ص125, عبقریة عمر ص130
(16) تفسیر عیاشی ج1ص156 – بحارالانوار ج30ص215
(17) بحار الانوار ج30 ص 126

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : 1 2

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان