تبلیغات
تبری - این همه ناسزا گفتن و لعن و نفرین، چه سودی دارد؟
تبری

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

این همه ناسزا گفتن و لعن و نفرین، چه سودی دارد؟

این همه ناسزا گفتن و لعن و نفرین، چه سودی دارد؟


چرا باید دشمنان اسلام را لعن كرد؟ مگر نه اینكه این كار نوعی خشونت و بدبینی محسوب می‌شود و احساس تنفر بوجود می‌آورد؟ چرا باید در زیارت عاشورا صدمرتبه لعن بفرستیم و مسلمانان را نسبت به یكدیگر بدبین كنیم؟! بجای صد لعن، صد صلوات و سلام بفرستیم، مگر ثواب ندارد؟ مگر امروز زمانی نیست كه باید با همه مردم با خوشی و لبخند رفتار كرد؟ مگر ما مدعی صلح جهانی نیستیم؟ مگر اسلام دین محبت و رأفت نیست؟ اینهمه فحش و ناسزا گفتن به دشمنان چه سودی دارد؟

 پاسخ:

ضرورت وجود احساسات مثبت و منفی:

همان‌گونه كه سرشت انسان تنها از شناخت تشكیل نشده است، تنها از احساسات و عواطف مثبت هم ساخته نشده است. آدمیزاد موجودی است كه هم دارای احساس مثبت و هم احساس منفی است. همانگونه كه شادی در وجود ما هست، غم نیز  هست. هیچ انسانی نمی‌تواند بدون غم یا بدون شادی زندگی كند. در جای خودش باید خندید و در جای خود هم باید گریست. تعطیل كردن بخشی از وجودمان، به این معنی است كه از نعمت‌هایی كه خداوند در ما قرار داده، استفاده نكنیم.

خداوند در ما محبت را آفریده تا نسبت به كسانی كه به ما خدمت و نیكی می‌كنند، كسانی كه كمالی دارند ـ خواه جسمانی، یا فكری و روانی و یا عاطفی ـ ابراز علاقه و محبت كنیم. همانگونه كه فطرت انسان چنین است كه كسی را كه به او خدمت می‌كند، دوست می‌‌دارد، فطرتش نیز بر این است كه كسی را كه به او ضرر می‌رساند، دشمن بدارد. البته ضررهای مادی دنیوی برای مؤمن اهمیتی ندارد، چون اصل دنیا برای او ارزشی ندارد. اما دشمنی كه دین و سعادت ابدی را از انسان بگیرد، آیا قابل اغماض و چشم‌پوشی است؟

قرآن می‌فرماید: «ان الشیطان لكم عدو فاتخذوه عدوا؛ 
شیطان دشمن شماست، شما باید با او دشمنی كنید»[17].

با شیطان دیگر نمی‌شود لبخند زد و با رأفت برخورد كرد؛ وگرنه انسان هم شیطان می‌شود؛ منتها شیطان انس. اگر باید با اولیای خدا دوستی كرد، باید با دشمنان آنها هم دشمنی كرد.

«سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم»[18]. اگر دشمنی با دشمنان خدا نباشد، به تدریج و رفته رفته، رفتار انسان با آنها دوستانه می‌شود و در اثر معاشرت، رفتار آنها را می‌پذیرد و حرفهایشان را قبول می‌كند. قر‌آن می‌فرماید:

«و اذا رأیت الذین یخوضون فی آیاتنا فأعرض عنهم»[19] وقتی می‌بینی كسانی نسبت به دین بدگویی و اهانت می‌كنند، با زبان مسخره و استهزاء سخن می‌گویند، به آنها نزدیك نشو، وگرنه باید بدانند كه عاقبت به آنها ملحق خواهند شد.

«ان الله جامع الكافرین و المنافقین فی جهنم جمیعا»[20] 
كسی كه به استهزاء كنندگان محبت می‌ورزد، حرفهای آنان را گوش می‌دهد و روی خوش نشان می‌دهد، سرانجام سخن آنها در دلش تأثیر می‌گذارد و شك به وجود می‌آورد؛ و وقتی شك بوجود آمد، اظهار ایمان كردن نفاق است. در ظاهر می‌گوید مسلمانم، اما در باطن قبول ندارد. چنین كسانی بواسطه همنشینی با دشمنان خداوند، منافق می‌شوند و عاقبت اینها جهنم است.

ضرورت وجود سیستم دفاعی:

به عبارت دیگر دشمنی با دشمنان، یك سیستم دفاعی در مقابل ضررها و خطرها ایجاد می‌كند. بدن انسان‌ همانگونه كه عامل جاذبه دارد و مواد مفید را جذب می‌كند، یك سیستم دفاعی نیز دارد كه سموم و میكروبها را دفع می‌كند. اگر این سیستم ضعیف شد، میكروب‌ها رشد می‌كنند. رشد میكروبها به بیماری انسان منجر می‌شود و بیمار را ممكن است با مرگ روبرو كند. اگر بگوییم ورود میكروب به بدن ایرادی ندارد، به میكروب خوش آمد گفتیم و بگوییم مهمان ما هستید، آیا در این صورت بدن سالم می‌ماند؟ باید این میكروب را از بین برد تا انسان بتواند به حیات خود ادامه دهد.

مهم آن است كه ما جای جذب و دفع را درست بشناسیم. گاهی امور مشتبه می‌شود. كسی از روی نادنی سخنی به اشتباه گفته و خطایی كرده و بعد پشیمان شده است، و یا اگر برای او توضیح دهیم، از روی انصاف قبول خواهد كرد. نسبت به چنین كسی نباید دشمنی كرد. صرف اینكه كسی مرتكب گناهی باشد، نباید او را از جامعه طرد كرد، بلكه باید درصدد اصلاح او برآییم. با او نباید دشمنی كرد، مگر اینكه تعمد داشته باشد و علنا گناه را در جامعه رواج دهد. این خیانت و پلیدی است و باید با چنین شخصی دشمنی كرد.

درمورد دشمنان غدار، كینه‌توز و قسم خورده‌، خداوند می‌فرماید: «ولن ترضی عنك الیهود و لا النصاری حتی تتبع ملتهم»[21]. تا دست از انقلابتان برندارید، آمریكا از شما راضی نخواهد شد. آشتی با چنین كسانی یعنی چه؟ نهایت غضب و خشونت و تندی و عبوسی را باید در مورد اینها اعمال كرد. چون آنها جز مرگ ما و گرفتن دین ما راضی نیستند[22]. یكی از بزرگان می‌فرمودند: مشكل اساسی ما این است كه باور نمی‌كنیم دشمنان اسلام، واقعا دشمنان دین ما هستند؛ خیال می‌كنیم این نقشه‌هایی كه می‌كشند، فقط برای این است كه استفاده اقتصادی بكنند، و اگر نفت و منابع دیگر را به آنها دادیم، دیگر دست از سر دین ما می‌كشند؛ لیكن قر‌آن می‌فرماید «لایزالون»[23]، یعنی تا آنها شما را از دینتان بر نگردانند، دست بردار نیستند. به عنوان نمونه، آیا هیچ فكر كرده‌ایم كه برای حفظ جان سلمان رشدی مرتد چه مقدار هزینه كرده‌اند؟ در روز چند پوند صرف می‌كنند تا این مرتد منحرف، سالم بماند؟ اگر خواهان حفظ حقوق بشر هستند، چرا در گوشه دنیا كه هزاران نفر بی‌گناه در بوسنی، در فلسطین، در لبنان، در افغانستان و سایر اقصی نقاط دنیا از بین می‌روند، خم به ابرو نمی‌آورند؟ چه داعی دارند كه اینهمه پول برای جفظ جان یك نفر هزینه كنند؟ باید بدانیم كه چرا گاهی كتابهای شخصی چون كسروی منحرف را با بودچه بیت المال بارها و بارها تجدید چاپ می‌كنند؟ همچنین سایر كتابها و مجلاتی كه عموما ترجمه آثار غربی‌ها و تفكرات ناصحیح آنهاست. آری باید مقاومت و دشمنی در گفتار و عمل كرد، هوشیاری و بیداری بكار بست تا از توطئه‌های دشمنان در امان باشیم.
این نكته نیز قابل ذكر است كه در بسیاری از روایات آمده است كه محبت و مودت نسبت به اهل بیت (علیهم السلام)، باید همراه با برائت جستن و بیزاری و دشمنی با مخالفان آنان باشد؛ تا لطف و محبت ما نسبت به خاندان امامت و ولایت (علیهم السلام) مورد قبول خداوند بوده و در نزد آنان ارزشمند باشد. از این روست كه در زیارت عاشورا، سلام و درود ما بر ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) با بیزاری و برائت جستن از دشمنان او همراه است.

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : 1 2

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان