تبلیغات
تبری - شیوه‌های تبری
تبری

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شیوه‌های تبری

شیوه‌های تبری


الف) قلبی
 
قلب انسان كانون تمایلات، مهرورزی‌ها و كینه‌توزی‌ها و محل بروز گرایش‌هاست؛ از این رو تبری قلبی نقشی سرنوشت ساز در زندگی انسان‌ها دارد. باید به دشمنان خداوند متعال دل نسبت و از آنان نفرت داشت باید به دشمنان اولیای خداوند مهر نورزید و از آنان در دل بغض داشت باید از عمل كرد بزه كاران ناخشنود بود. این سنت خداوند متعال و پیامبران اوست. حضرت علی(علیه‌السلام) فرمودند:

كسی كه ازعمل كرد جامعه‌ای خشنود باشد، گویا با آنان هم كار بوده است.[1] و در روایات است كه: ایمان، دوست داشتن و دشمن داشتن است.[2]

ب) زبانی 

باید با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولیای او تبری جست. باید بغض آنان رافریاد كرد و دشمنی قلبی را به جلوه گذاشت. باید با شمشیر زبان، ریشه‌های محبوبیت و مقبولیت آنان را زد؛ البته نه با فحش و ركیك گویی و یاوه پردازی كه دین ما با هرزه گویی و هرزه گرایی سر ستیز دارد. 

قرآن كریم می‌گوید: معبودهای مشركان را دشنام نگویید، چون ممكن است كه آن‌ها هم از روی جهل، خدا را كه معبود شماست، دشنام گویند. گفته‌اند كه مسلمانان بت‌های مشركان را دشنام می‌دادند، خدا آنان را از این كار نهی كرد؛ مبادا كه آن‌ها خدا را از روی جهالت، ناسزا گویند.[3] 

دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبونی است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا كه می‌توانند، طرف مقابل خود را با منطقی شایسته و بیانی استوار، قانع سازند.[4] 

حضرت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) فرمودند: ناسزاگویی و ناسزاشنوی از اسلام نیست.[5] هم چنین فرموده‌اند: بزرگوار، هیچ گاه فحش نمی‌دهد.[6]

حتی در روایت آمده است: به بادها ناسزا نگویید، چون آنها فرمان پذیرفته‌اند، به كوه‌ها، به ساعت‌ها به روزها و به شب‌ها فحش ندهید، كه گنه كار می‌شوید و ناسزا به شما برمی‌گردد.[7] و در روایت دیگری آمده است: به شیطان فحش ندهید و از شر او به خدا پناه ببرید.[8] هم چنین در روایت آمده است : كسی را كه به پیامبری فحش دهد، بكشید و هر كس به وصی پیامبر ناسزا گوید، حقا به پیامبر خدا ناسزا گفته است.[9] 
 
لعن و نفرین 

لعن و نفرین از شیوه‌های پذیرفته شده زبانی برائت است. فرهنگ اسلامی و اخلاق والای آن، فحش و ناسزاگویی را بر نمی‌تابد. ولی لعن و نفرین را به جای آن می‌گذارد تا مرزهای تبری، پاس داشته شود؛ دشمنی‌ها ابزار گردد و دشمنان نكوهیده شوند. 
این اصناف و گروه‌ها را قرآن كریم لعنت كرده است:[10]

1ـ كفار به طور مطلق: احزاب: 64
2ـ منافقان: احزاب 60 
3ـ ابلیس: ص: 78 
4ـ آنان كه خدا و رسول او را اذیت كنند: احزاب: 57 
5ـ اهل فساد و قاطعان رحم: محمد: 23 
6ـ آنان كه آیات خدا و راه‌های هدایت را پنهان می‌دارند: بقره: 159. 
7ـ ستم كاران: هود: 18. 
8ـ شجره ملعونه: اسراء: 60. 
9ـ آنان كه به زن پاك‌دامن، نسبت زنا بدهند: نور: 23 

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) نیز بر افرادی كه از رفتن با لشكر اسامه خودداری كردند، لعنت فرستادند.[11] 

در زیارت عاشورا 22 بار كلمه لعن و مشتقاتش آمده است. واژه لعن و مشتقاتش بیش از چهل بار در قرآن كریم به كار رفته است. 
 
نفرین 

یكی دیگر از شیوه‌های برائت زبانی، نفرین است. در معارف ما نفرین‌های گوناگونی از زبان خداوند متعال، پیامبران و اولیای دین نقل شده است: گفت: خداوندا! هیچ كافری را بر زمین باقی مگذار.[12]

و تبت یدا ابی لهب و تب[13] دو دست ابی لهب، بریده و مرگ بر او باد. 

چنان كه گفتیم، از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) كه رحمت للعالمین بودند، نفرین‌هایی نقل شده است. وقتی معاویه در برابر سفیر پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) كه او را چندین بار به حضور فراخوانده بود تعلل كرد، حضرت این چنین نفرین فرمودند: خداوندا! شكمش را سیر مگردان.[14] پس از آن معاویه می‌گفت: خسته شدم و سیر نشدم. شاعری گفته است: من دوستی دارم كه شكمش چونان جهنم است، گویا در درون آن معاویه است.

از حضرت علی(علیه‌السلام) نیز نفرین‌هایی در تاریخ ضبط شده است. 

انس بن مالك در چهره‌اش پیسی بود. گروهی گفتند: حضرت علی(علیه‌السلام) از او درباره سخن پیامبر در روز غدیر كه فرمودند: اللهم وال من والاه و عاد من عاداه پرسیدند، گفت: من سالمند شده و فراموش كرده‌ام. حضرت فرمودند: اگر دروغ می‌گویی، خداوند تو را به سپیدی مبتلا سازد كه عمامه آن را نپوشاند. 

لزوم تبری

اگر تبری از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهای دوستی و دشمنی به هم می‌ریزد. حق و باطل در هم می‌آمیزد و یك پلورالیسم دینی پدید می‌آید اگر باطل، منفور نباشد، اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهی نكوهیده نشود، اگر بزه كاران مورد عداوت قرار نگیرند، تباهی نهادینه می‌شود؛ فساد مقبول می‌گردد و تبه كاران بی‌پروا می‌شوند. برائت یعنی؛ حق و دیگر هیچ، برائت یعنی دشمنی با دشمنان خدا. تبری نجستن از دشمنان، عامل هم‌گرایی، تقلید، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن می‌شود. مرزهای اعتقادی را باید توان‌مند‌تر از مرزهای جغرافیایی، پاس داشت. 

در این باره، آیات و روایات فراوانی واردشده است هم چون: جامعه‌ای نخواهی یافت كه به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستی كنند.[15] بی‌تردید چنین كسانی تبری قلبی ندارند. 

پی كردن ناقه صالح به وسیله یك نفر بود، اما خداوند این عمل را به همه آن قوم نسبت داده است: آنان او را تكذیب و ناقه را پی كردند. از ا ین رو پروردگارشان آن‌ها (و سرزمین آنان) را به جهت گناهشان در هم كوبید و با خاك یكسان كرد.[16] چرا كه بقیه نسبت به عمل آن شخص، تبرّی نجستند. 

قرآن، خطاب به بنی اسرائیل می‌فرماید: چرا پیامبران خدا را به ناحق می‌كشید؟[17] این خطاب به گروهی از بنی اسرائیل است كه گذشتگان آنان این كار را كردند و آنان رضایت داشتند و از آنان، تبری نجستند. 

در زیارت عاشورا می‌خوانیم: فلعن الله امة اسست اساس الظلم و الجور علیكم اهل البیت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازلتكم عن مراتبكم التی رتبكم الله فیها و لعن الله امة قتلتكم؛ پس خداوند امتی را كه جور و ستم بر شما را بنیاد نهاد، لعنت كند. امتی را كه شما را از مقام و مراتب خدادای دور ساخت، لعنت كند و امتی كه شما را كشت. 

ما پیوسته یك امت را لعن می‌كنیم در حالی كه قاتلان امام حسین(علیه‌السلام) گروهی خاص بودند، لعن امت، برای این است كه آنان تبری عملی، قلبی و زبانی نداشتند. امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: دروغ گفته‌ است كسی كه ادعا كند ما را دوست می‌دارد و از دشمن ما تبری نجوید.[18] در روایت دیگری آمده است: در عرصه‌های رستاخیز، منادی ندا می‌كند: دوست داران كجایند؟ كینه توزان كجایند؟.[19]

در روایت دیگر است: هر كس، انكار منكر را با دل، دست و زبان خویش ترك كند، او مرده زندگان است.[20] تبری بهترین عامل حفظ هویت‌هاست. چرا ملیت‌های گوناگون و دین‌باوران گوناگون، دچار بحران هویت شده‌اند؟ علت بحران هویت‌، نداشتن تبری است. 

ما باید هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبری داشته باشیم . تبری در عمل جلوه‌های گوناگونی دارد: یكی از ‌آن‌ها نداشتن تشبه به كفار است. این كه تشبه به كفار را ناروا دانسته‌اند، برای تبری عملی و حفظ هویت دینی است. سید كاظم یزدی(ره) زمانی كه فرهنگ غرب هجوم آورده‌ بود، كلاه ایتالیایی را حرام كرد. 

تبری نداشتن از فرهنگ غرب، باعث می‌شود كه ما غرب گرا باشیم. تبری نداشتن از مشركان و از معاندان اهل بیت(علیهم‌السلام) باعث می‌شود كه ما رنگ ‌آن‌ها را پیدا كنیم. 

امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) درباره تشبه، جمله زیبایی دارند كه بسیار درس آموز است. حضرت می‌فرمایند: اگر شما بردبار نیستید، خود را شبیه بردباران سازید. شیوه بردباران را پیشه كنید. و بعد فرمودند: اندك است كسی كه به جامعه‌ای شباهت پیدا كند، مگر این كه به زودی از آنان می‌شود. پطر كبیر در سال 1689 در روسیه فرمان داد، مردم تا پنج سال وقت دارند كه ریش‌ها را بتراشند و حجاب‌ها را برگیرند. این فرمان غرب گرایانه، هویت دینی و ملی بسیاری از مردم روسیه را به باد داد. 

یكی دیگر از شیوه‌های تبری عملی، تقلید نكردن از مشركان است.[21] قرآن كریم، پیوسته با تقلید از نیاكان مشرك، سر ستیز دارد. تقلید از مشركان و معاندان، یكی از نمونه‌های عملی نداشتن تبری است. نجس دانستن مشركان از دیگر تبلور‌های برائت عملی است.[22] مجاز نبودن ازدواج با آنان نیز این مرز جدایی را مستحكم‌تر می‌كند.[23] مباح نبودن ذبیحه آنان، علاوه بر پاسداری از مرزهای اعتقادی، از توان اقتصادی آنان می‌كاهد.[24]


اسناد:
 
(1) شرح فارسی غررو درر آمدی: ج 2، ص 131.
(2) بحارالانوار: ج 78، ص 175.
(3) لا تسبوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدوا بغیر علم، انعام: 108.
(4) قاموس قرآن: ج3، ص 205.
(5) الفحش و التفحش لیسا من الاسلام: شرح فارسی غرر و درر آمدی: ج 1، ص 390.
(6) همان: ج 6، ص 54
(7) بحارالانوار: ج 60، ص 9.
(8) كنز العمال: ح2120.
(9) بحارالانوار: ج 79، ص 221.
(10) قاموس قرآن: ج 6، ص 194.
(11) بحارالانوار: ج 30، ص 432.
(12) نوح26 .
(13) و قال نوح رب لا تذر علی الارض من الكافرین دیارا.
(14) بحارالانوار: ج 44، ص 76.
(15) مجادله22.
(16) شمس 14
(17) بقره91 
(18) بحارالانوار: ج 27، ص 58.
(19) بحارالانوار: ج 7، ص 231.
(20) تهذیب: ج 6، ص 181 ـ وسائل الشیعه: ج 16، ص 132.
(21) بقره: 170 ـ مائده: 104 ـ اعراف: 28 ـ 95 ـ یونس: 78ـ انبیاء: 53 ـ شعراء: 74.
(22) توبه 28
(23) بقره: 221 ـ نساء: 22ـ احزاب: 53.
(24) انعام: 119 ـ نحل: 14

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : 1 2

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان